|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
شناخت حروف عربی به خوبی می دانیم که قرآن کریم به زبان عربی نازل شده است و برای آموختن آن ابتدا باید با حروف الفبای عربی آشنا شویم.خوشبختانه فراگیری این حروف نیاز به تلاش زیادی ندارد زیرا الفبای زبان عرب همان الفبای زبان فارسی می باشد با این تفاوت که چهار حرف(پ،چ،ژ،گ)در زبان عرب وجود ندارد. بنابراین:الفبای فارسی 32حرف و الفبای عربی28* می باشد. نکته1: به مجموع حروف عربی ((حروف تهجّی)) گفته می شود و ((هجا)) نیز به معنی شمردن حروف با اسامی آن ها می باشد. نکته2:کلیه ی حروف تهجی در آیه ی 154 سوره ی آل عمران و همچنین آخرین آیه ی سوره ی فتح جمع می باشد. اشکال و اسامی حروف الفبای عربی
نکته3:اسامی حروفی که به همزه ختم می شوند برای سهولت همزه ی آن ها را تلفظ نمی کنند.مانند حرف (ب) که در کتابت (باء) می نویسند ولی در تلفظ بدون همزه (با) می خوانند. * بعضی،حروف تهجی یا الفبای زبان عرب را بیست و هشت حرف و برخی الف را هم اضافه کرده بیست و نه حرف گفته اند. دسته ی اول گویند چون الف از فضای دهان خارج می شود و تکیه گاهی نداشته مجرد صوت و قائم بغیر است و همیشه ساکن بوده به تنهایی ادا نمی شود و از حروف شمسی و قمری هم نمی باشد لذا آن را در عداد حروف به شمار نیاورده اند. دسته ی دوم الف را جزو الفبای زبان عرب دانسته گویندالف هم مخرجی دارد و مخرج آن فضای دهان است و از حروف جوفی یا هوائی است. * حال به صورت مختصر نکاتی را در مورد دو حرف ((الف))و((همزه)) و نوع ارتباط و تفاوت آن ها بیان می کنیم. ارتباط: ((الف)) اولین حرف از حروف تهجی و دو نوع می باشد: الف-1:اگر قبول حرکت نکرده و صرفاً ((صدای کشیده)) یا ((حرکت کمکی)) برای حرف قبل از خود باشد((الف)) گفته می شود.مانند:(مَا- ذَا- ضَا) الف-2:اگر قبول حرکت کند((همزه)) گفته می شود.مانند:(اَ- اِ- اُ) در ضمن الف و همزه اسامی دیگری نیز دارند: اسامی الف:الف لَیِّنه- الف ممدوده- الف مدّی(یا کشیده) اسامی همزه:الف متحرکه- الف غیر مدّی تفاوتها:همانطور که گفته شد: 1- الف قبول حرکت نمی کند ولی همزه انواع حرکات را می پذیرد. 2- الف در ابتدای کلمه واقع نمی شود و فقط در وسط و آخر کلمه می آید ولی همزه به دلیل متحرک بودن در ابتدا،وسط و آخر کلمه قرار می گیرد. 3- همیشه قبل از الف حرکت ((فتحه)) می آید. مثال: شَارِبُ- کَاذِبُ- هَامَانَ ولی قبل از همزه هر حرکتی ممکن است آورده شود. مثال: وَاِذْ- بِاَنَّ- یَاْخُذْ- عَذَابٌ اَلِیمٌ- یَعْلَمُ اِذَا تذکر: الف و همزه در چاپ های مختلف قرآن به شکل های متفاوتی دیده می شود.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 16:58 توسط مرتضی قاسمی
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
مسلمانان معتقدند که قرآن معجزه پیامبر و اثبات کننده درستی ادعای پیامبری اوست.
قرآن در آیاتی منکران وحیانی بودن را به مبارزه طلبیدهاست. ازجمله در آیه ۲۳ سوره بقره میگوید «و اگر در آنچه بر بنده خویش فرو فرستادهایم شک دارید، اگر راست میگویید سورهای همانند آن بیاورید و از یاورانتان در برابر خداوند یاری بخواهید.»[۷] در آیات متعددی از قرآن از منکران وحیانی این کتاب خواسته شدهاست، که اگر میتوانند نظیر آن را بیاورند. البته در آیهای درخواست شده که کتابی مثل آن بیاورند. در آیه دیگر ده سوره ذکر شده و آیه بالا یک سوره نیز در اثبات مدعای بشری بودن قرآن کافی دانسته شدهاست. از موارد دیگر مبارزهطلبی قرآن ادعای انسجام و عدم تناقض در متن آن است. «چرا در قرآن تدبر نمیکنند؟ که اگر از غیر خدا بود، اختلافهای زیادی در آن مییافتند»[۸] قابل ذکر است که چنین ادعا میشود که قرآن در فصاحت و بلاغت در زبان عربی بی نظیر است و در کتابهای لغت عرب، در بسیاری موارد استشهاد به آیات قرآن میشود. به عنوان مثال فرهنگ لغت المنجد تالیف لویس معلوف که با وجود این که خود لویس معلوف مسیحی بوده و مسلمان نبوده است اما از آیات قرآن به عنوان استشهاد به کلام عرب فصیح استفاده نموده است. و همچنین بعضی از نویسندگان نامی مصر به این فصاحت و بلاغت اعتراف دارند. از سویی، افرادی نظیر مسیلمه نیز خود را پیامبر خوانده و عباراتی نظیر (عربی:الفیل، ما الفیل، و ما ادریک ما الفیل، له ذنب و بیل، و خرطوم طویل) را گفتهاند.[۳۹] بحث دیگری نیز مطرح میشود که در بخش ریاضیات و قرآن به آن پرداخته شدهاست. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 17:36 توسط مرتضی قاسمی
|
|
||
|
|
|
||||
قاریان هفتگانه(قرّاء سبعه) و راویان چهاردهگانهن.ج. داود، مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن مینویسد: «با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائتهای مختلفی از آن توسط مسلمانان بوجود آمدهاست که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت میباشند».[۱۸] با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، اما طبیعت این نوشتارهای مختلف چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که قرآن توسط اشخاصی که «قاری» قرآن حساب میشوند نوشته شدهاست و با نام این افراد به یادگار ماندهاست. قرائتهای مشهوری از قرآن در قرنهای اولیه اسلام وجود داشت. این قرائتهای مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن میدانستند بصورت نوشته در آمد، به آن افراد راوی گفته میشود که قرائتهایی از قرآن را روایت کردهاند. بنابر این در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفتهاست و قرآن را نمیتوان خواند مگر اینکه به یکی از راویها و قاریها اعتماد کرد. نوشتار زیر که توسط یک مسلمان نوشته شدهاست این مهم را با جزئیات بیشتری شرح میدهد: «قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آنها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند میمردند زیاد شد و کار آنها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابر این در قرن ۴ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائتهای مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار ۷ قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند».[۱۹] این کار در سال ۳۲۲ ه.ق. توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت. دکتر شجاع الدین شفا در کتاب «پس از ۱۴۰۰»، سال برگ ۱۰۱ مینویسد: «در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بقداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شدهاست و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تایید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آنها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده میشد در سال ۳۲۲ هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آنها اضافه شد، بطوریکه سر انجام شمار قرائتهای مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ ما در غزلی که انتساب آن بدو مورد تردید است، مدعی از برداتن همه آنها است).
متن قرائتی برگزیده جامع دانشگاه الازهر که چاپ مصر رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفتهاست، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است. که در سال ۱۲۷ هجری در کوفه درگذشتهاست.»[نیازمند منبع] این قرائتهای رسمی از این قرارند:
|
|||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 17:35 توسط مرتضی قاسمی
|
|
|||||
|
|
|
|
|
یک جلد از قدیمیترین نسخههای موجود از کتاب قرآن که به خط کوفی نگاشته شده است. این کتاب هماینک در گنجینه موزه بریتانیا قرار دارد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 17:33 توسط مرتضی قاسمی
|
|
||
|
|
|
||
|
دانشگاهها به عنوان مهد آموزش عالي چه نقشي در آموزش قرآن کريم ايفا ميکنند؟ فرض نظام آموزشي ما بر اين است دانشجويي که به دانشگاه راه مييابد قرآن را با استفاده از درسهاي مدرسهاي فراگرفته و روخواني و روانخواني آن را آموخته و آماده حرکت در مسير معرفت آموزي تخصصي قرآني است، اما واقعيتها با اين فرض، بسيار فاصله دارند. اغلب دانشجويان هنگامي که پابه دانشگاه ميگذارند، با روخواني و روانخواني قرآن کريم آشنايي کامل ندارند و درسهاي رسمي دانشگاه هم نقشي براي افزودن بر بار آموزههاي قرآني دانشجويان به عهده نميگيرند. بنابراين عرصه فعاليتهاي قرآني در دانشگاهها صرفاً به فعاليتهاي خود جوش دانشجويي اختصاص مييابد.
اين دانشجوي رشته شيمي با اذعان به اينکه خيلي از دانشجويان حتي در روخواني قرآن کريم مشکل دارند ميگويد: «اگر يک امتحان منصفانه از اکثر دانشجويان در زمينه روان خواني و روخواني قرآن گرفته شود، قطعاً خيليها مردود خواهند شد اين چنين مسئلهاي براي جواني که در يک کشور اسلامي زندگي ميکند و بچه مسلمان محسوب ميشود پسنديده نيست.» «حسين عطوف» دانشجوي رشته حقوق در دانشگاه امام صادق (ع) با اشاره به اينکه در دانشگاه امام صادق (ع) دروس قرآن و تجويد وجود دارد، ميگويد: «متأسفانه در اکثر دانشگاهها دروس تخصصي قرآن وجود ندارد. فقط درس معارف هست که اغلب به سادگي آن را پاس ميکنند، اين در حالي است که بايد يک يا دو واحد تجويد و روخواني و روانخواني قرآن در دانشگاهها بگذارند و دانشجويان را ملزم به گذراندن اين واحد کنند تا حداقل دانشجو پس از فارغ التحصيل شدن با علامتها و دستورات و قواعد قرآن کريم آشنا باشد و بتواند روخواني خوبي از قرآن داشتهباشد.» وي از غربت و مظلوميت قرآن در دانشگاهها ميگويد: «امروز مايه تأسف است که يک دانشجو يا فارغ التحصيل دانشگاه که حدود ۱۹ تا ۲۰ سال از عمر خود را در کلاسهاي تحصيل علم و دانش طي کرده، هنوز با قرآن و آموزههاي عميق آن آشنا نيست؛ به عنوان مثال يک کارشناسي يا کارشناسي ارشد و يا حتي در سطح دکترا که يک عمر با کتاب و علم و تحصيل سرو کار داشته اگر قرآن را به دست بگيرد و بخواهد چند آيه مثلاً از سوره نساء را روخواني معموليکند، با کمال تأسف خواهيد ديد که روخواني او چقدر با ايراد و اشکالات فاحش روبهروست! اين امر وظيفه مسئولان مربوطه و دست اندرکاران را دو چندان ميکند تا دروس قرآن و قواعد دستوري آن را به عنوان يکي از دروس لازم و ضروري در ميان واحدهاي دانشگاهي در تمامي رشتهها بگنجانند.» امروز براي درمان هر بيماري در علم پزشکي داروي خاصي تجويزميشود تا شفاي بيمار تحقق يابد، اگر داروي اشتباهي به خورد بيمار داده شود، چه بسا تأثير منفي در جسم و جان او بگذارد و حتي او را به کام مرگ بکشاند. دارو بايد با درد متناسب باشد. در امور قرآني هم کارشناسان معتقدند که بايد به تناسب نيازهاي جامعه عمل کنيم؛ يعني هر کسي و هر گروهي را بايد با شيوهاي خاص آموزش قرآن داد و نبايد براي همه يک نسخه پيچيد. چرا که اين مسئله باعث ميشود افراد جامعه به جاي آنکه جذب جلسات قرآني شو ند، از آن گريزان باشند. هدف اصلي قرآن، تعليم و تربيت انسانهاست بنابراين آموزش قرآن هم بايد باتوجه به اين مسائل و زيرنظر استادان فن انجام شود. براساس يک نظرسنجي که در دانشگاهها انجام شده است، مشخص شده که گرايش به سمت مسائل قرآني در جامعه در سطح قابل ملاحظهاي وجود دارد اما اين گرايش وسيع به عملدرنميآيد. در يک تحقيق ديگر مشخص شده که هر دانشجو در طول روز کمتر از ۵۰ ثانيه با قرآن سرو کار دارد، که در اينجا اين سخن مقام معظم رهبري نمود پيدا ميکند: «فضاي قرآني هنوز در جامعه ما حاکم نشده و زماني حاکم ميشود که اگر فردي در اين مملکت حرفي زد، جوانان با استناد به آيات شريفه قرآن بدانند که آياسخن او درست است يا خير.» مرکز قرآن و عترت سازمان بسيج دانشجويي يکي از مراکز قرآني مهم در سطح دانشگاههاست که در جهت ترويج فرهنگ قرآن کريم فعاليت مستمر دارد. «دکتر رحيم قرباني» مسئول فعاليتهاي قرآن و عترت سازمان بسيج دانشجويي کشور در گفتوگو با ايکنا ميگويد: «سازمان بسيج دانشجويي داراي نيروهاي زياد و امکانات کمي است و ما در اين فعاليتها متکي به خداوند متعال و نيروهاي توانمند بسيج هستيم و اين نيروهاي با انگيزه و توانا مهمترين و موثرترين عواملي هستند که ما را درپيشبرد کارها اميدوار ميکند.» کانونهاي قرآن و عترت در دانشگاهها «دکتر قرباني» که خود از قاراين ممتاز قرآن کريم است، درباره سياستها و برنامههاي قرآني سازمان بسيج دانشجويي در دانشگاهها ميگويد: «سياستها و برنامههايي که سازمان بسيج دانشجويي در پيش دارد، در راستاي جريان سازي فعاليتهاي قرآن و عترت در دانشگاهها ،تشکيل مجمع مشورتي کارشناسان قرآني و برگزاري همايشهاي قرآني، فعاليتهاي پژوهشي و پرداختن به معرفت و مفاهيم قرآن است. در دانشگاهها سعي ما بر اين بود که مجموعهاي را به نام مجمع مشورتي کارشناسان قرآن و عترت تشکيل دهيم که قريب به ۱۰ نهاد قرآني مسئوليت فعاليتهاي قرآني دانشگاهها را به عهده دارند و اين شو را زير نظر کميته قرآني دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي تشکيلگرديده و توانسته است به فعاليتهاي قرآني انسجام بدهد و همچنين سازماندهي نيروهاي قرآن و عترت نيز يکي از برنامههاي ماست، به شکلي که با توجه به گسترش پايگاههاي بسيج دانشجويي در کل دانشگاههاي کشور، قصد داريم سازماندهي خاصي بين نيروهاي قرآني ايجاد کنيم که از جمله اين طرحها، طرح شناسايي دانشجويان شاخص قرآني است.» دکتر رحيم قرباني در خصوص بررسي وضعيت کانونهاي قرآني دانشگاهها ميگويد: «در مباحث قرآني تحقيقات گستردهاي درگذشتهها صورت نگرفتهاست و تقريباً عمر فعاليتهاي دقيق و موثق و معتبر قرآني، از ده سال بيشتر تجاوز نميکند حدود نيمي از اين فعاليتها از سال ۱۳۷۴ به بعد تأسيس شدهاند که بيانگر نوپا بودن اين کانونها است. در بررسي ۵۱ مورد از کانونهاي قرآني دانشگاههاي سراسر کشور در سال ۱۳۷۸ مشخص شد که سطح پوشش فعاليت اين کانونها محدود است و تنها بخش کوچکي از جامعه دانشجويي را در برميگيرد و حاوي فعاليتهاي کارشناسي شده نيست و هيچگونه نيازسنجي و مخاطب سنجي در آن صورت نگرفته و اغلب فعاليتهاي آن صوري و تقليدي آنهم بدون حمايت مناسب و همراه با ضعف تشکيلاتي است. اين بررسي نشان داده بايد به سراغ راهکارهايي براي فراگيري و انس دانشجويان با قرآن و شرکت آنها در فعاليتهاي قرآني رفت، از طرفي يکي از ويژگيهاي مهم کانونهاي قرآني دانشگاهها خود جوش بودن آنهاست. به طوري که تشکيل اين کانونها با وجود کمبود امکانات و فقدان بسترهاي مناسب صورت گرفته است که البته نشانگر گرايش فراگير قرآني در سطح دانشگاهها ميباشد.» براساس نظرسنجي صورت گرفته توسط دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، وضعيت قرآني دانشگاههاي شهر تهران در سال ۱۳۷۹ بدين شرح بوده است: در زمينه حفظ قرآن کريم مشخص گرديده که ۴۶ درصد از دانشجويان هيچ سورهاي را حفظ نيستند، ۳ درصد بيش از ۵۰ سوره حفظ هستند، ۳۵ درصد بين ۱ تا ۵۰ سوره حفظ هستند و ۱۶ درصد هم بيپاسخ بودند. در اين نظرسنجي دلايل پايين بودن ميزان کارايي فعاليتهاي قرآني در دانشگاهها چنين آمده است: ۱-عدم تناسب برنامههاي قرآني اجرا شده با خواست، سليقهها و نيازهاي قشر دانشگاهي ۲-فقدان نيروي انساني مجرب و کارآزموده در امور قرآن ۳-عدم اطلاع رساني صحيح و اصولي بين کانونهاي قرآني سراسر کشور ۴-گسترش دستگاههاي موازي متولي کارهاي قرآني در دانشگاهها ۵-ذهنيت منفي دانشجويان نيست به برنامههاي قرآني به دليل ضعيف بودن کيفيت برخي برنامههاي اجرا شده نتايج بررسي موانع انس و ارتباط دانشجويان با قرآن نشان داده که بيش از ۷۰ درصد پاسخگويان، رفتار غلط و نامناسب برخي از دست اندرکاران امور قرآني را يکي از موانع اصلي انس دانشجويان با قرآن دانستهاند. مسئول مرکز قرآن و عترت سازمان بسيج دانشجويي کل کشور با اشاره به مقايسه نظر اساتيد معارف دانشگاهها با نظر دانشجويان در خصوص وضعيت قرآني ميگويد: «براساس نظرسنجيهاي سال ۱۳۸۱ دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، حدود ۸۰ درصد اساتيد وضعيت دانشجويان در زمينه آشنايي با تفسير و معارف قرآن مجيد را در حد ضعيف و بسيار ضعيف دانستهاند، اما اين آمار از نظر دانشجويان ۷۰ درصد است، در مجموع همه عزيزاني که در دانشگاهها علاوه بر تحصيل عم و دانش، در فعاليت کانونهاي قرآن و عترت به نحوي فعاليت دارند و در اين راه پرخير و برکت حرکت ميکنند، شاهد هستند که انگيزههاي بسيار قوي در بين عزيزان دانشجو جهت فعاليت در اين عرصه وجود دارد و نهادهاي مختلفي نيز در اين مقوله فعاليت ميکنند ولي متأسفانه اکثر اين نهادها که کار قرآني انجام ميدهند از هماهنگي لازم و کارشناسي شده منسجم برخوردار نيستند.» دکتر رحيم قرباني در خصوص تشکيل مجمع مشورتي کارشناسان قرآني ميگويد: «در راستاي تحقق آرمانهاي ديني و باتوجه به تأکيدات حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري در مورد احيا، گسترش و تعميق فرهنگ قرآن کريم و اهل بيت (ع)، مجمع مشورتي کارشناسان قرآن وعترت دانشگاهها زيرنظر کميته هماهنگي و گسترش فعاليتهاي قرآني دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي تشکيل شد،و به منظور ارائه نظرات مشورتي به مديران فرهنگي نهادهاي مختلف دانشگاهي در جهت ساماندهی، ارتقا کيفی و کمی، انسجام و نهادينه نمودن فعاليتهای قرآن و عترت دانشگاهها، اين مجمع فعاليت دارد.» منبع:ايکنا |
|||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 17:27 توسط مرتضی قاسمی
|
|
|||
|
|
|
|
|
« فلياتوا بحديثٍ مِثلِه اِنْ کانوا صادقين « (34/طور) قرآن مجيد آهنگي زيباتر از هر شعر و بياني رساتر از هر نثر دارد . الفاظ بگونه اي انتخاب شدهاند و آنچنان بکار رفتهاند که هر انساني را تحت تأثير قرار مي دهد بقول استاد شهيد آيت الله مطهري رحمه الله عليه: هندسة الفاظ در قرآن بي نظير است نه کسي مي تواند يک کلمه از قرآن را پس و پيش کند بدون آنکه به زيباييهاي آن لطمه وارد سازد و نه آنکه کسي توانسته مانند آن را بسازد. فصاحت به معناي شيوايي و بلاغت بمعني رسائي است و جذابيت و دلربايي قرآن نيز امري ديگر در کنار اين دو، مي باشد عربهاي معاصر قرآن که داراي ذوق طبيعي و قريحهي دست نخوردهي عربي بودند بي اختيار شيفتهي آن وحي شدند و بطور کلي در طول تاريخ اسلام حتي دشمنان نيز زبان به ستايش آن گشوده و هريک بصورتي از فصاحت و بلاغت فوق العاده اي قرآن سخن گفته اند و به عجز و ناتواني خود وديگران اقرار کرده اند. بطوريکه وليد که بزرگترين اديب و حکيم عرب از دشمنان اسلام و قرآن است پس از شنيدن آياتي چند مي گويد: بخدا سوگند از محمد (ص) سخني شنيدم که هرگز شبيه سخن انس و جن نبود شاخسارش پرثمر و ريشه اش پر برکت، بر هر سختي برتري مي يابد و هيچ سختي از آن برتر نخواهد گشت و يا در موردي ديگر در سيره ابن هشام آمده که ابوسفيان، ابوجهل و اخمس بن شديق از سران مخالفين اسلام يک شب از خانه هاي خود بيرون آمدهاند. تا بصورت دلنشين قرآن که توسط پيامبر(ص) در خانه اش در نماز شب مي خواند گوش فرادهند . هر سه آمدند و هر يک در گوشه اي پنهان شده به آيات گوش دادند و شب را بدون اطلاع از وضع يکديگر با شنيدن قرآن سپري کردند و سپيده دم که بسوي خانه هاي خود مي رفتند يکديگير ار سرزنش ومورد اعتراض قرار دادند که مبادا بار ديگر چنين عملي را انجام بدهند ولي اين فصاحت و بلاغت قرآن بحدي بود که باعث شد شبهاي ديگر نيز اين کار را انجام دهند در آخر بيکديگر گفتند: براي جلوگيري از حوادث ناگوار و امکان گرويدن ديگران به اسلام بايد باهم پيمان ببنديم که براي هميشه اين کار را ترک کنيم و چنين کردند. اينها چند نمونة از دهها مواردي است که ادب شناسان موافق و مخالف و مسلمان و غيرمسلمان درباره قرآن و بعد هنري آن زبان به ستايش گشود. و از فصاحت و بلاغت و جذابيت قرآن سخت گفتهاند و بهمين جهت بود که مخالفين براي جلوگيري از جذب افراد به قرآن در بعد هنري کافي است که به جلمه قرآني « في القصاص حيوه » و جمله قرينه آن از سوي اديبان عرب « القتلُ و اتقي للقتلِ » توجه کنيم تا به آساني امتيازات فراوان جمله قرآني را بر جملة انسان ساختهي « القتلُ افطي لِلقتل » درک کرده و به عَظمت قرآن در بعد هنري واقف گرديم. از جملة اينکه تعداد حروف جمله اي قرآني 12 تا ولي جملة اديبان عرب 14 حرفي است نيز بيان صريح فلسفه قصاص و آوردن حکم حياة بصورت نکره که دلالت بر عظمت و نوع خاص حيات دارد از ديگر خواص برتر آيه اي قرآني است . نتيجه : حقيقت اين است که فصاحت و بلاغتِ قرآن همة سخن پردازان و اديبان را عاجز کرده بود . قرآن شعر نبود، نثر معمولي هم نبود و براي خود آهنگي خاص داشت که در دل و جانِ شنوندگان نفوذ مي کرد اين خوش آهنگي و قوت کلام حتي براي کساني که زبان عربي نيز نمي دانند، در مقايسة قرآن با ساير عبارات عربي قابل درک است . نه تنها مشرکان زمان پيامبر نتوانستند در فصاحت و بلاغت بر قرآن غلبه کنند، بلکه بعد از آن نيز کسي پيدا نشد که زيباتر از قرآن سخني بگويد و بنويسد. امروز نيز که دشمنان مستکبر اسلام مي کوشند عقايد مردم و مخصوصاً جوانان را در همة کشورهاي اسلامي سست کنند و براي نوشتن کتاب وساختن فيلمهايي که اسلام را غيرمنطقي عامل عقب ماندگي مسلمانان جلوه دهد سرمايه گذاري مي کنند، اگر مي توانستند کتابي به زبان عربي فصيح تر از قرآن بوجود آورند قطعاً همين کار را مي کردند. به هر حال قرن امروزه در آن نشانههاي عجيبي ديده ميشود که مي تواند ايمان ما را به معجزه بودن آن بيشتر کند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 17:23 توسط مرتضی قاسمی
|
|
||